درسنامه آموزشی آمادگی دفاعی کلاس نهم
درس 5: رویارویی قدرتها
رژیم اسرائیل؛ سگ هار نظام سلطه
بامداد جمعه 23 خرداد 1404، هنوز هوا تاریک بود که رژیم جعلی اسرائیل، جنگ دوم تحمیلی علیه ایران را شروع کرد.
بخشی از رادارها و سامانههای پدافندی کشور را هک کرد، موشکها، پهپادها، تعدادی از مراکز نظامی و خانههای فرماندهان و دانشمندان را هدف قرار داد و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ایران را همراه خانوادههایشان شهید کرد. دشمن، در همان ساعتهای نخست جنگ به تهران، اصفهان، کرمانشاه، نطنز، خرمآباد، تبریز و دهها شهر دیگر نیز حمله کرد. میخواست شیرازه تصمیمگیری در کشور فرو بپاشد و در دل جامعه هراس افکنده شود.
بیانیههای پیدرپی مقامات اسرائیلی در همان ساعتهای آغاز حمله، نشان میداد آنها خود را در یک جنگ وجودی با ایران میبینند، جنگی که در آن، برای زنده ماندن موجودیت رژیم اسرائیل، تلاش میکنند و فکر میکنند ایران خیلی زود فرو میپاشد. اما رهبر انقلاب در همان آغاز، یعنی ساعت شش و نیم صبح، با پیامی کوتاه و محکم، تأکید کرد که دشمن باید منتظر مجازات سخت باشد. سپس رهبری تا پیش از ظهر، جانشینان فرماندهان شهید را هم منصوب کرد تا سِمَتهای کلیدی نظامی کشور خالی نماند.

سخنان نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در روزهای دوم و سوم جنگ دوم، این پیام آشکار را داشت که مسئله اصلی رژیم برای حمله به ایران، نه انرژی هستهای است و نه حتی توان موشکی ایران، بلکه مسئله اصلی، فروپاشی قدرت مرکزی و تجزیه کشور ایران است، یعنی همان خیالی که نظام سلطه، دهههای پیش به وسیله ارتش بعث صدام هم در سر داشت ولی در دسترسی به آن ناکام ماند.
در این جنگ، باز هم کشورهای سلطهگر حامی متجاوز بودند. سران گروه هفت، اعلام کردند «اسرائیل حق دفاع از خود را دارد!» حتی صدراعظم آلمان در یک اظهارنظر عجیب و بیسابقه گفت که این جنگ، کار سخت و کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام میدهد! رئیسجمهور آمریکا هم از ضرورت «تسلیم بیقید و شرط ایران» حرف زد! خلاصه اینکه رژیم اسرائیل و حامیانش، از هر چه در توان داشتند، برای شکستن مقاومت ایران استفاده کردند؛ از موشک و بمب و پهپاد گرفته تا فشار سیاسی و دیپلماتیک، حمله سایبری، ترور هدفمند شخصیتها، استفاده از عوامل خودفروخته داخلی، ایجاد رعب و وحشت و ناامیدی در فضای عمومی.
اولین پاسخ نظامی به تجاوز رژیم اسرائیلی، در شب همان اولین روز حمله اتفاق افتاد. صدها فروند پهپاد و موشک به سمت مراکز و پایگاه های نظامی و امنیتی رژیم در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایمان شلیک شد و بخش زیادی از آنها پس از عبور از چند لایه پدافند دشمن، با موفقیت به هدف اصابت کردند. ثابت کردیم که وقتی فناوری بومی داشته باشیم، شاید آسیب ببینیم، ولی میتوانیم به سرعت، خودمان را بازیابی کرده و به دشمن ضربه بزنیم. حالا
ما موشک بومی داشتیم، سلاحی راهبردی که شروع ساختش همانطور که در درس قبل دیدید با شهید حسن تهرانی مقدم بود و بعد از شهادت او شهید امیرعلی حاجیزاده این مسیر را ادامه داده بود. در همه سالهای پس از جنگ تحمیلی هشت ساله، این رهبر شهید انقلاب اسلامی بود که محکم ایستاد و بر ضرورت مسلح شدن به این سلاح راهبردی، آن هم با تولید بومی پافشاری کرد. همین نکته، یکی از دلایلی بود که از همان روزهای نخست نبرد، محبوبیت فرمانده کل قوای ایران را در میان ایرانیان، چند برابر کرد، همانطور که همه جهان را هم شگفتزده کرد.

در جنگ 12 روزه، از سهشنبه، یعنی روز پنجم جنگ، موشکهای ایرانی نتایج مؤثری داشتند و چنان مناطق مختلف رژیم صهیونیستی را زیر آتش بردند که شرایط میدان را به نفع ایران تغییر دادند. مردم هم از یک طرف، با همدلی و همیاری با یکدیگر در شرایط جنگی، به تابآوری و آرامش فضای جامعه کمک کردند و از طرف دیگر، با هوشیاری و وظیفهشناسی و گزارش کردن افراد مشکوک، نقش مؤثری در خنثی شدن توطئه عوامل داخلی دشمن ایفا کردند.
اما نقطه عطف مهم در جنگ، سخنان رهبر شهید انقلاب اسلامی آیتالله العظمی خامنهای در روز ششم جنگ (یعنی دقیقاً یک روز بعد از صحبت کردن رئیس جمهور آمریکا از ضرورت «تسلیم بی قید و شرط ایران») بود:
«اینکه به ملّت ایران بگویند بیایید تسلیم بشوید، حرف عاقلانهای نیست. افراد با خِرد که میشناسند ایران را، میشناسند ملّت ایران را، میشناسند تاریخ ایران را، هرگز چنین حرفی را بر زبان جاری نمیکنند. تسلیم چه چیزی بشوند؟ ملّت ایران تسلیم شدنی نیست».

اینطور بود که با جمع شدن سه عامل «رهبری شجاع و مدبر»، «فناوری دفاعی بومی» و «وحدت و همدلی مردم»، ورق برگشت. رژیم صهیونیستی به نقطهای رسیده بود که دیگر نمیتوانست به تنهایی از عهده جنگ برآید. این بود که در نخستین ساعتهای بامداد روز دهم جنگ، آمریکا مستقیم وارد ماجرا شد تا از اسرائیل دفاع کند. آنها به سه مجتمع هستهای کلیدی ایران در فُردو، نطنز و اصفهان حمله کردند تا بخشهای هستهای کشور را از کار بیندازند. ایران هم البته بلافاصله پایگاه هوایی آمریکا در «العُدَید» قطر را هدف گرفت تا نشان دهد برای دفاع از خود مرزی نمیشناسد و آمریکا هم نمیتواند وضعیت را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهد.
بالاخره در بامداد دوازدهمین روز، آتشبس، بعد از چند بار درخواست دشمن، اعلام شد.
این اعترافِ استیو بنن مشاور سابق رئیسجمهور آمریکا واقعیت آتشبس را بهتر روشن میکند: «آتشبس برای نجات اسرائیل بود. آنها لقمههای بزرگتر از دهانشان برداشته بودند».
آمریکا، رأس نظام سلطه
در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا همیشه دستنشاندههای خودش (همانند صدام، منافقین، داعش، رژیم صهیونیستی و...) را به درگیری با ایران فرستاده بود و به جز در موارد محدود (همانند حمله به سکوهای نفتی ایران در سال 66 یا حمله به تأسیسات هستهای در جنگ 12 روزه)، خودش به صورت مستقیم به ایران حمله نکرده بود، اما در اسفند 1404، با حملات گسترده از هوا و دریا، بالاخره خودش مستقیماً (و البته با همراهی رژیم صهیونیستی) سومین جنگ تحمیلی علیه ما را آغاز کرد.
9 اسفند سال 1404، نهم ماه رمضان بود. ساعت از 9 صبح گذشته بود که صدای چندین انفجار در تهران و چند شهر دیگر، نشان داد که دوباره دشمن دروغگو، در روزی که بنا بود مذاکره کند، ایران را بمباران و موشک باران کرده است. تا پایان روز اول، مهمترین خبر، حمله به محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی ایران، مدرسۀ ابتدایی «شجره طیبه» در شهرستان میناب، یک سالن ورزشی در شهرستان لامرد و تعداد قابلتوجهی از مراکز نظامی و امنیتی بود. هدف دشمن که به تدریج توسط مسئولان آمریکایی به ویژه ترامپ رئیسجمهور آمریکا اعلام شد، نه فقط تغییر حکومت در ایران، بلکه نابود کردن تمدن ایرانی بود. این سخنان، بار دیگر منطق نظام سلطهگر غربی را به خوبی آشکار کرد: دیگر جوامع، تنها در صورتی «عادی» هستند که تسلط کشورهای استکباری بر خودشان را بپذیرند و در جهت منافع آنها کار کنند. و مشکل نظام سلطه با ایرانِ بعد از انقلاب اسلامی این بود که به چنین چیزی تن نمیداد.

طرح پیچیده و چندجانبه آمریکا برای شکستن اراده مردم و حکومت و بلعیدن ایران، این بود که از یک سو، با به شهادت رساندن رهبر جمهوری اسلامی ایران و مسئولان عالیرتبه نظامی و امنیتی، در نظام تصمیمگیری و مدیریت عالی کشور اختلال ایجاد کند و از سوی دیگر نیز با حملات سنگین به پایگاهها و تجهیزات دفاعی و تهاجمی کشور، به دنبال نابود کردن توان نظامی ما بود. سوم اینکه با تجهیز تروریستهای تجزیهطلب مخالف ایران (که بیشتر در منطقه کردستان عراق مستقر بودند)، آنها را به حمله زمینی به ایران و تجزیه کشور ترغیب کرده بود؛ همچنین با جنایتها و کشتار مردم بیدفاع، به دنبال ایجاد رعب و وحشت در دل مردم و ناامید کردن آنها نسبت به آینده و پیروزی بود؛ و بالاخره، به دنبال فعال کردن عوامل مزدور خود در داخل کشور برای ایجاد آشوب و شورش داخلی بود. اما محاسبه آمریکا، غلط بود، چون ایران، بزرگتر و قویتر از آن است که بتوان آن را بلعید.
فعالیت (صفحهٔ 93 کتاب درسی)
جنگ تحمیلی 8 ساله را با جنگ 12 روزه و جنگ رمضان در این محورها مقایسه کنید و درباره شباهتها و تفاوتهای آنها با همکلاسیهای خود گفتوگو کنید:
| محور | شباهت | تفاوت |
|---|---|---|
| انگیزهها و اهداف دشمن از حمله | ||
| روشهای مورد استفاده دشمن | ||
| چگونگی نقشآفرینی مردم | ||
| فناوریهای نظامی | ||
| چگونگی نقشآفرینی آمریکا |
ظهور یک قدرت جهانی
از همان روز اول جنگ رمضان، هنوز خاکستر بمبهای دشمن سرد نشده بود که رزمندگان ایرانی پایگاههای آمریکا در یازده کشور منطقه را زیر آتش موشکهای ایرانی گرفتند. هر جا پرچم آمریکا بالا بود، هر جا رژیم اسرائیل نیرو داشت، هر جا سرباز آمریکایی یا اسرائیلی بود، از همان ساعت اول تبدیل به اهدافی برای موشکها و پهپادهای ایرانی شدند. در تمام این چهل روز، هیچ پایگاه آمریکایی در منطقه طعم امنیت را نچشید.
در این نبرد، اسطورههای فناوری نظامی غرب فرو ریختند. جنگندههای فوق پیشرفته آمریکایی همانند اف-35، اف-16 و اف-15، انبوهی از پهپادهای مختلف، هواپیماهای سوخترسان و جاسوسی که برخیشان تاکنون در تاریخ هوانوردی جهان، هیچگاه مورد اصابت قرار نگرفته بودند، توسط پدافند یا حملات موشکی ایران شکار شدند.

فعالیت (صفحهٔ 95 کتاب درسی)
1- چرا شکار جنگندههای پیشرفتهای مانند اف-35، از نظر روانی برای دشمن خیلی دردناک بود؟
2- بررسی کنید که چه پایگاههای آمریکایی در منطقه ما و در اطراف کشورمان ساخته شده است و کارکرد و اهمیت هر یک از آنها چیست؟
3- کلاس را به چند گروه 4-5 نفره تقسیم کنید. هر گروه مسئولیت یکی از پایگاههای آمریکا در منطقه یا یکی از جنگندههای سرنگون شده را بر عهده بگیرد. هر گروه به پرسشهای زیر پاسخ دهد و اطلاعات خود را مستند کند:
- پایگاه یا جنگنده موردنظر چه مشخصات و اهمیتی دارد؟
- ایران دقیقاً چگونه آن را هدف قرار داد؟ از چه نوع موشک یا پهپادی استفاده شد؟
در جنگ سوم (رمضان) نیز همانند جنگ دوم، دشمن روی فعال کردن شورشها و آشوبهای خیابانی و ایجاد ترس و وحشت و ناامنی حساب باز کرده بود، اما آنچه اتفاق افتاد، همه را حیرت زده کرد. مردم (به ویژه زنان و دختران) از دومین شب شروع جنگ، در سرما و گرما، طوری هر شب در میدانها و خیابانهای اصلی تهران و دیگر شهرها، با پرچم سهرنگ کشورشان حاضر شدند که انگار برای یک رسالت الهی، برانگیخته شده بودند. مردم با حضورشان در خیابان، هم نقشههای خرابکارانه را نقش بر آب کردند و هم روح همدلی، وحدت و انسجام ملی، امید به آینده، مقاومت در مسیر عزت ایران و خون خواهی رهبر شهید و دیگر شهدای عزیزشان را در تکتک کوچه پسکوچهها و خیابانهای شهر، زنده کردند. این بود که کشوری که از ضربههای سخت دشمن، زخمی و داغدار بود، زمین نخورد و از این داغ، حماسه ساخت و به جهان نشان داد که ایران، بر شانههای یک ملت مقاوم، همچنان ایستاده است.
مردم ایران در این جنگ، عیار ویژۀ خودشان را نشان دادند: در حالی که معمولاً در بحرانها و جنگها، مردم کشور جنگزده به خارج کشور مهاجرت میکنند، در روزهای جنگ رمضان شمار ایرانیان خارجنشین که برای دفاع از کشورشان، به ایران برگشتند، بسیار بیشتر از کسانی بود که از ایران خارج شدند. به علاوه، مردم متناسب با شغل و تخصص خود و یا با تشکیل هستههای خودجوش کمکرسانی، هرچه از دستشان برآمد انجام دادند: از پخت غذا برای مدافعین امنیت گرفته تا کمک به آواربرداری و نظافت خانههای بمباران شده و کمک به برقراری نظم و حتی فعالیتهای رسانهای - مجازی برای افزایش تابآوری و امید در جامعه.
فعالیت (صفحهٔ 97 کتاب درسی)
1- آیا شما خاطره یا تجربهای از نقشآفرینی مردم در ایام جنگ رمضان دارید؟ خاطره یا تجربۀ خود را در قالبی خلاقانه و ابتکاری در کلاس درس ارائه دهید و درباره آن، با همکلاسیها گفتوگو کنید.
2- اگر ایران بار دیگر در شرایطی مشابه شرایط جنگ رمضان قرار بگیرد، چه ایدهها و راهکارهای خلاقانهای برای افزایش همبستگی اجتماعی به ذهنتان میرسد؟
این سؤال را دو بار پاسخ دهید: یک بار به عنوان یک نوجوان و یک بار به عنوان یک فرد سی ساله با شغل ایدهآل خودتان. در آن زمان و با آن شغل، چگونه میتوانید به ارتقای همبستگی اجتماعی کمک کنید؟
3- آیا این بعثت مردمی در ایران موارد مشابهی در دنیا داشته است. اگر مواردی بوده است، تفاوتها و شباهتهای آنها را با این حرکت مردم ایران بررسی کنید. (از جهت میزان جمعیت، تنوع جمعیت، میزان ماندگاری و...)
شهادت مقام معظم رهبری در نخستین روز جنگ، آنهم در خانه و محل کار خود و به همراه تعدادی از اعضای خانوادهشان، رابطه عمیق میان رهبری و ملّت در نظام جمهوری اسلامی را نشان داد. در فرهنگ حسینی، خون پاکی که در راه خدا ریخته میشود، میتواند انسانها را از جهل و غفلت رهایی ببخشد. خون رهبر شهید نیز بسیاری از دلهای غفلتزده را بیدار کرد و به انسجام و وحدت بیشتر مردم انجامید؛ چیزی که وداع و تشییع بینظیر و چند ده میلیونی ایشان در شهرهای تهران، قم و مشهد در ایران و نجف و کربلا در عراق، یکی از نشانههای آن بود. به علاوه، طی شدن فرایند انتخاب جانشین رهبری بر اساس قانون اساسی، به رغم تهدیدهای جدی دشمن برای هدف قرار دادن مجلس خبرگان، نظم، مسئولیتپذیری و پایداری ارکان کشور را نشان داد. نه تنها کشور از هم نپاشید، بلکه با انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید، خونی تازه در رگهای تصمیمگیری کلان امور کشور دوید. آنچه دشمن پایان میپنداشت، آغاز شکل تازهای از ایستادگی شد. در طول جنگ رمضان و پس از آن، پیامهای رهبر جدید انقلاب اسلامی، نقشی کلیدی در هماهنگ کردن همه ارکان حکومت، جریانهای مختلف و آحاد مردم و همچنین، رفع اختلافات داشت.
غافلگیرکنندهترین سلاحی که ایران در جنگ رمضان رونمایی کرد، تنگه هرمز بود.
نیروهای نظامی ایران از همان روز اول جنگ، با بستن و سپس محدود کردن عبور و مرور از این گذرگاه راهبردی انرژی و تجارت جهانی، دشمن آمریکایی، طرفدارانش و همه دنیا را در حیرت فرو بردند. تنگه هرمز، یکی از ظرفیتهای خدادادی جغرافیای ایران بود که در این جنگ، به یکی از مؤلفههای قدرت ما تبدیل شد و تمام تلاشهای آمریکا با همه تجهیزات نظامی و اطلاعاتی و فشارهای سیاسیاش برای شکستن قفل تنگه هرمز، بینتیجه ماند.

در شبهایی که موشکهای ایران، آسمان منطقه را میشکافتند، مردم در خیابانهای بغداد، بیروت و غزه، همانند بسیاری از مردم منطقه غرب آسیا، بیدار بودند. مردمی که سالها طعم تحقیر و بمباران و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی را چشیده بودند، حالا بر روی پشتبامها یا در قاب گوشیهای خود، شکسته شدن ابهت دشمنشان را به تماشا مینشستند و با اشک و لبخند، تصویر این همبستگی را با جهان به اشتراک میگذاشتند.

این حمایت البته فقط در حد شبکههای اجتماعی باقی نماند. هم حزبالله لبنان همزمان با جنگ رمضان، به رژیم اسرائیل حمله کرد و هم نیروهای مقاومت عراق، پایگاههای آمریکا در عراق را زیر ضربه گرفتند. تشییع میلیونی رهبر شهید ایران در شهرهای نجف و کربلا هم جلوه دیگری از بههمپیوستگی عمیق فرهنگی و اجتماعی دو کشور ایران و عراق، روحیه ضداستکباری مردم عراق و قدرت و نفوذ جریان مقاومت در منطقه را به رخ همه کشید.
آمریکا به خیال خودش به دنبال قطع سر جریان مقاومت بود، ولی نه تنها موفق نشد، بلکه شبکه مقاومت در کشورهای منطقه را متحدتر و یکپارچهتر کرد.

فعالیت (صفحهٔ 101 کتاب درسی)
شبیهسازی «دادگاه منطقهای»
در کلاس به سه گروه تقسیم شوید:
گروه اول: (وکلای جبهه مقاومت)
گروه دوم: (وکلای شبکه سازش)
گروه سوم: (قاضی و هیئت منصفه: مردم مسلمان منطقه)
دو گروه اول نحوه مواجهه با نظام سلطه و شیوه تأمین امنیت خودشان را توضیح دهند.
گروه سوم با شنیدن استدلالهای هر دو طرف، با سه معیار زیر توضیحات هر گروه را داوری کنند:
- هزینه و فایده هر کدام از این دو روش چیست؟
- براساس واقعیتهای جهانی، روش کدامیک از دو گروه، امنیت پایدار ایجاد میکند؟
- کدامیک از این دو شیوه بیشتر با اخلاق و عدالت اسلامی سازگار است؟
ارتباطات بین المللی مسئولان ایران از ابتدای جنگ رمضان، به هدف نقد کردن دستاوردهای نظامی میدان و اثبات حقانیت دفاع مشروع ملّت ایران در سطح بین المللی فعال بود. مسئولین کشور با وجود همۀ سختیها و تهدیدها در دورۀ جنگ، از یک سو با برقراری ارتباطات گسترده با مسئولان ارشد دیگر کشورهای منطقه و جهان و نهادهای بینالمللی، از حقوق ملّت ایران دفاع کرده و مانع شکلگیری فشارهای سیاسیِ جهانی بر روی کشورمان شدند و از سوی دیگر، برای پایان دادن به درگیری (به صورت موقت یا دائم) و تحمیل شروط خود بر دشمن، از هیچ کوششی دریغ نکردند و از سوی سوم، به دفاع و حمایت سیاسی از همه نیروهای مقاومت در منطقه پرداختند.
فعالیت (صفحهٔ 102 کتاب درسی)
1- به نظر شما در زمان جنگ، دستگاه دیپلماسی کشور چه وظایفی را به عهده دارد و چه اقداماتی میتواند داشته باشد؟
2- اگر در زمان جنگهای تحمیلی دوم و سوم، مسئول دستگاه دیپلماسی کشور بودید، چه کارهایی انجام میدادید؟
3- با توجه به تأثیرپذیری نهادهای بینالمللی از نظام سلطه و از دست رفتن بیطرفی آنها، شما دانشآموزان چگونه میتوانید از طریق دیپلماسی فرهنگی و رسانهای به کشور کمک کنید و صدای ایران در جهان باشید؟
4- گزارشهایی درباره کارایی و ناکارآمدی قوانین و نهادهای بینالمللی در جلوگیری از ظلم و تجاوز بنویسید و آنها را به زبانهای خارجی ارائه دهید.
در روزها و شبهای جنگ، همه نهادها و سازمانهای امدادی و خدماترسان، چنان پای کار بودند که کمترین فشار و سختی به مردم وارد شود. تأمین مایحتاج عمومی مردم طوری انجام میشد که در فروشگاهها کسی احساس نمیکرد که الان وسط جنگ و در محاصره اقتصادی دشمن است. همه دستگاههای دولتی و غیردولتی، حتی اگر خودشان آسیبهایی دیده بودند، تمام همت خودشان را روی رفع نیازهای مردم گذاشته بودند.
درست است که دشمن، به زیرساختهای برق و آب و پالایشگاهها و پلها و... حمله میکرد، ولی با فاصلهای اندک، برق و آب قطع شده، وصل میشد، بنزین به پمپ بنزینها میرسید و راههای مواصلاتی، پلها و ریلهای راهآهن آسیب دیده، در مدت زمانی بسیار کوتاه و با تلاش شبانهروزی، تعمیر میشدند. این وضعیت حاکی از آن است که ساختار نهادیِ جمهوری اسلامی و عناصر فعال در آن، آنقدر توانمند شده است که در چنین طوفانهایی، نه تنها بلعیده نمیشود، بلکه میتواند حادثهها را در دل خودش هضم کند.
آمریکا آمده بود تا با فاجعه میناب و لامرد و ناو دنا و...، مردم را داغدار کند و این ملّت و نظامشان را از پا بیندازد، ولی ایران ثابت کرد که با ایمان به خدا، اتحاد، خودباوری و تسلیمناپذیری، میتوان پای عزت و هویت خود ایستاد و از دل فشارها و تهدیدها، فرصتهایی برای رشد ساخت.



